ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

768

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

ممالك فرمانروايى داد . مملكتى گسترده است در ناحيهء شمالى از خوارزم تا نار كند ( ؟ ) و سغد و سراى تا شهر ماجرى ( ؟ ) و اران و سرادوق ( ؟ ) و بلغار و باشغرد و جدلمان ( ؟ ) در مرز اين مملكت است شهر باكو از شهرهاى شروان نزديك باب الحديد كه آن را دمرقاپو نامند و مرز جنوبى آن به مرز قسطنطينيه مىپيوندد . سرزمينى است آباد ولى شهرهاى آن اندك است . نخستين كسى كه از مغولان بر اين شهر امارت يافت دوشى خان بود و تا پايان عمر همچنان بر آن فرمان مىراند . چون دوشى خان هلاك شد پسرش باتو خان كه او را صاين خان يعنى « پادشاه نيك » مىگفتند بر آن ديار فرمانروايى يافت تا در سال 650 درگذشت . چون باتو درگذشت برادرش توتار به جايش نشست ابن فضل اللّه از ابن الحكيم چنين نقل كرده است . المؤيد صاحب حماة در تاريخ خود گويد : چون توتار بمرد فرزندى نداشت . برادرش باتو خان را دو پسر بود : تدان و بركه . تدان نامزد فرمانروايى بود ولى دولتمردان به جاى او برادرش بركه را به فرمانروايى برگزيدند . مادر تدان به هنگامى كه هلاكو عراق را گرفته بود به شكايت نزد او رفت ، تا او را به تصرف سرزمينهاى قومش برانگيزد . او را از ميان راه بازگردانيدند و كشتند و بركه بر سرير حكمرانى خويش باقى ماند . پايان . بنابر اين المؤيد صاحب تاريخ ، بركه را فرزند باتو خان بن دوشى خان به شمار مىآورد و ابن الحكيم بنابر آنچه شهاب الدين بن فضل اللّه از او نقل مىكند او را فرزند دوشى خان بىهيچ واسطه‌اى مىشمارد . المؤيد قصهء اسلام بركه را بر دست سيف الدين الباخرزى [ 1 ] از اصحاب نجم الدين چنين مىآورد كه باخرزى در بخارا سكونت داشت . نزد بركه كس فرستاد و او را به اسلام دعوت كرد . بركه اسلام آورد و به او نامه‌اى نوشت و دست او را در همهء قلمرو خود گشاده گردانيد . سيف الدين آن نامه بازپس فرستاد . بركه آهنگ ديدار او كرد . سيف الدين او را اجازهء دخول نداد تا آنگاه كه يارانش شفاعت كردند و براى بركه از او اذن دخول گرفتند . بركه بر او داخل شد و اسلام خويش تازه گردانيد . شيخ از او تعهد گرفت كه اسلام خود آشكار سازد و ديگر قوم خود را به اسلام وادار كند و در همهء بلاد خود مسجدها و مدرسه‌ها بسازد و علما و فقها را به خود نزديك سازد و آنان را صله دهد . از سياق اين قصه چنين برمىآيد كه بركه در زمان حكمرانيش اسلام آورده است و حال آنكه اين حكيم مىگويد در زمان برادرش باتو به اسلام گرويد . ابن حكيم از توتار نام نبرده است و بعد از باتو از هر كه ياد كرده است و من به تاريخ دولت ايشان دست نيافتم

--> [ ( 1 ) ] متن : شمس الدين الباخورى .